تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


حلقه نشون  

گاهی وقتها روزگار پیچیده تر از تصور آدم پیش ميره. اتفاقا ساده با مداخلاتِ غیر، به مشكلات عمیق تبدیل میشه. دیروز جمعه با محمدرضا به مناسبت تولدش رفتیم استخر پالادیوم. واسه تجدید روحیه خوب بود، هرچند استخر هتل آزادی رو بیشتر دوست دارم. حتی آرامش استخر خودمون از اونجا بیشتر بود. توی استخر در مورد انواع اقسام معضلات كار و آیندمون صحبت كردیم. واقعا فایده ای هم نداره. اصلا آینده قابل پیش بینی نیست...امروز صبح توی كلینیك صرفا معاینه كردم و به مریض ه

ادامه مطلب  

 

بنده عمیقا از یک ماه قبل تحویل سال تا یک ماه بعدش متتفرم -_- از بچگی حتا همیشه واسم پر از 
استرس بوده ،نشدن و نرسیدن .. از پاییز و زمستون لذت میبرم اما این دوماه و
حاضرم برم تو زیر زمین تا تموم بشه :/
هیچوقتم مسافرت نرفتیم،به کسی نگفتم تاحالا اما دور ترین سفری که رفتم شلمچه بود که 
اونم بهـ لطف خانواده بهم خوش نگذشت و کاش نرفته بودم ،
تهران کلی فامیل داریم و برادرمم اونجاس اما هیچوقت نرفتم ، پوووفـ 
تو شهرای بزرگ که میرم دلم میگیره و یه روز اول کل

ادامه مطلب  

 

بنده عمیقا از یک ماه قبل تحویل سال تا یک ماه بعدش متتفرم -_- از بچگی حتا همیشه واسم پر از 
استرس بوده ،نشدن و نرسیدن .. از پاییز و زمستون لذت میبرم اما این دوماه و
حاضرم برم تو زیر زمین تا تموم بشه :/
هیچوقتم مسافرت نرفتیم،به کسی نگفتم تاحالا اما دور ترین سفری که رفتم شلمچه بود که 
اونم بهـ لطف خانواده بهم خوش نگذشت و کاش نرفته بودم ،
تهران کلی فامیل داریم و برادرمم اونجاس اما هیچوقت نرفتم ، پوووفـ 
تو شهرای بزرگ که میرم دلم میگیره و یه روز اول کل

ادامه مطلب  

ریشه ها  

از اونجاییکه من خیلی وقته تلویزیون ندیدم باعث شد که دیدن این سریال ریشه ها خیلی منو تحت تاثیر قرار بده سریالی که طرز احمقانه ای سانسور شده بود!
+یکی از سکانسهای این سریال نحوه برخورد یه برده ی افریقایی با برف بود چیزی که هرگز ندیده بود و با اینکه در حال فرار بود اما مجذوب زیبایی برف شد و مشغول به قدم زدن  روی یخ و برف شد و به همین سبب دستگیر شد! این سکانس منو یاد یه طنز انداخت به این متن:
«قیافه ی ادمهایی که قبل از کشف اتش مردند تو جهنم دیدنیه»!


ادامه مطلب  

ریشه ها  

از اونجاییکه من خیلی وقته تلویزیون ندیدم باعث شد که دیدن این سریال ریشه ها خیلی منو تحت تاثیر قرار بده سریالی که طرز احمقانه ای سانسور شده بود!
+یکی از سکانسهای این سریال نحوه برخورد یه برده ی افریقایی با برف بود چیزی که هرگز ندیده بود و با اینکه در حال فرار بود اما مجذوب زیبایی برف شد و مشغول به قدم زدن  روی یخ و برف شد و به همین سبب دستگیر شد! این سکانس منو یاد یه طنز انداخت به این متن:
«قیافه ی ادمهایی که قبل از کشف اتش مردند تو جهنم دیدنیه»!


ادامه مطلب  

حکایت طرح پرسش  

  ۩۩۩ ☫ حکایت(طنز ) طرح پرسش☫۩۩۩  دركلیسا، جک از دوستش ماكس می پرسد: «فكر می كنی میشه هنگام دعا كردن سیگار كشید؟»ماكس میگه: «چرا از كشیش نمی پرسی؟»جك نزد كشیش می رود و می پرسد: «می توانم وقتی در حال دعا كردن هستم، سیگار بكشم.»كشیش پاسخ می دهد: «نه، پسرم، نمیشه. این بی ادبی است.»جك نتیجه را برای دوستش ماكس بازگو می كند.ماكس میگه: «تعجبی نداره. تو سوالت رو درست مطرح نكردی. بگذار من بپرسم.»ماكس نزد كشیش ميره و می پرسه: « وقتی در حال سیگار كشیدنم، م

ادامه مطلب  

حکایت طرح پرسش  

  ۩۩۩ ☫ حکایت(طنز ) طرح پرسش☫۩۩۩  دركلیسا، جک از دوستش ماكس می پرسد: «فكر می كنی میشه هنگام دعا كردن سیگار كشید؟»ماكس میگه: «چرا از كشیش نمی پرسی؟»جك نزد كشیش می رود و می پرسد: «می توانم وقتی در حال دعا كردن هستم، سیگار بكشم.»كشیش پاسخ می دهد: «نه، پسرم، نمیشه. این بی ادبی است.»جك نتیجه را برای دوستش ماكس بازگو می كند.ماكس میگه: «تعجبی نداره. تو سوالت رو درست مطرح نكردی. بگذار من بپرسم.»ماكس نزد كشیش ميره و می پرسه: « وقتی در حال سیگار كشیدنم، م

ادامه مطلب  

کارما  

در مورد کارما دیروز شنیدم و خب فک میکنم اونقد تاثیر داشت ک امروز فکرمو مشغول کرده
کارما به این موضوع اشاره میکنه که کوچکترین و کوتاه ترین فکری که از ذهنمون عبور میکنه چه مثبت چه منفی
یا کوتاهترین جمله ای که در مورد کسی یا هرچیزی ب زبون میاریم مث تیریه ک از کمون رها شده و دیگه بازگشتی
نداره..منظورم از بازگشت نداشتن اینه که دیگه نمیشه جمعش کرد...مث ابی ک روی زمین ریخته و قدرت جمع 
کردنشو نداریم...اون جمله یا فکر پرتاب میشه ب جهان هستی...بازگشت ندار

ادامه مطلب  

نفس کشیدن تو قوطی ِ دربسته از اینکه پروانه م مکدرم میکرد . .  

وقتی حالم خوب نیست فرق داره با وقتی که عصبانیم!  وقتی عصبانیم شنیدن صداها برام غیر ِ قابل ِ تحمله. . .اما وقتی ناراحتم بغض دارم.  . بغض دارم و فقط سکوت میکنم. . 
مثلاً وقتی بابا حرف میزنه گوش میدم با لبخند ولی نمیتونم حرفی بزنم. . 
و هی نفس ِ عمیق میکشم که دستم رو نشه. . نهایتا وقتی بابا ميره بیرون و مطمئن میشم هیچ کس خونه نیست راه میرم ُ گریه میکنم ُ حرف میزنم.  . 
خوبه که خونه م اگه خوابگاه بودم این لحظه ها

ادامه مطلب  

نفس کشیدن تو قوطی ِ دربسته از اینکه پروانه م مکدرم میکرد . .  

وقتی حالم خوب نیست فرق داره با وقتی که عصبانیم!  وقتی عصبانیم شنیدن صداها برام غیر ِ قابل ِ تحمله. . .اما وقتی ناراحتم بغض دارم.  . بغض دارم و فقط سکوت میکنم. . 
مثلاً وقتی بابا حرف میزنه گوش میدم با لبخند ولی نمیتونم حرفی بزنم. . 
و هی نفس ِ عمیق میکشم که دستم رو نشه. . نهایتا وقتی بابا ميره بیرون و مطمئن میشم هیچ کس خونه نیست راه میرم ُ گریه میکنم ُ حرف میزنم.  . 
خوبه که خونه م اگه خوابگاه بودم این لحظه ها

ادامه مطلب  

امروز !!!  

سلام خوبین؟؟؟
چ روز عجیبیه امروز!!!در حاله شاخ دراوردگیه ام
صبی طبق معمول دیر رفتم!!!ساعت 7.10مدرسه رسیدم!!!بدو بدو از پله ها رفتم بالا وسط پله ها دوستمو دیدم سللام دادمو گفتم خوبی؟؟؟گفت وایی مهسا زیست و شیمی خراب کردم گفتم چی شدهدستاشو گرفتم و گفتم برگه هارو دادن؟؟گفت نه ولی خراب کردم حداقل چن نمره غلط دارم !!!ینی بش گفتم ای بمیری دلم رفت!!چ وضعه حرفیدنه کله صبی؟؟
گفت مهسا بیا بریم پایین من کتابمو پایین جا مونده!!!گفتم ی لحظه بصبر وسالامو بذارم ک

ادامه مطلب  

امروز !!!  

سلام خوبین؟؟؟
چ روز عجیبیه امروز!!!در حاله شاخ دراوردگیه ام
صبی طبق معمول دیر رفتم!!!ساعت 7.10مدرسه رسیدم!!!بدو بدو از پله ها رفتم بالا وسط پله ها دوستمو دیدم سللام دادمو گفتم خوبی؟؟؟گفت وایی مهسا زیست و شیمی خراب کردم گفتم چی شدهدستاشو گرفتم و گفتم برگه هارو دادن؟؟گفت نه ولی خراب کردم حداقل چن نمره غلط دارم !!!ینی بش گفتم ای بمیری دلم رفت!!چ وضعه حرفیدنه کله صبی؟؟
گفت مهسا بیا بریم پایین من کتابمو پایین جا مونده!!!گفتم ی لحظه بصبر وسالامو بذارم ک

ادامه مطلب  

گرفتن حق  

پسرک سنش حدود دوسال بود ولی جثه ای درشت داشت او یادش میاد که با برادر بزرگتر و خواهر کوچکتر شیرخوارش به همراه مادرش برای اعتراض به اقدام مسئولین و بازرسان شهرداری نسبت به جمع آوری کافه پدرشون رفته بودن تا بتونن کار و تلاشی انجام بدن . مادرش تاکید داشت که باید با خود جناب شهردار صحبت کنه ولی مسئول دفتر شهردارممانعت می کرد و اجازه نمی داد که پیش شهردار برن . با سروصدای زیادی که توی راهرو شده بود شخصی از دفتر بیرون اومد، مادر رو به اون فرد با عصب

ادامه مطلب  

گرفتن حق  

پسرک سنش حدود دوسال بود ولی جثه ای درشت داشت او یادش میاد که با برادر بزرگتر و خواهر کوچکتر شیرخوارش به همراه مادرش برای اعتراض به اقدام مسئولین و بازرسان شهرداری نسبت به جمع آوری کافه پدرشون رفته بودن تا بتونن کار و تلاشی انجام بدن . مادرش تاکید داشت که باید با خود جناب شهردار صحبت کنه ولی مسئول دفتر شهردارممانعت می کرد و اجازه نمی داد که پیش شهردار برن . با سروصدای زیادی که توی راهرو شده بود شخصی از دفتر بیرون اومد، مادر رو به اون فرد با عصب

ادامه مطلب  

سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است(دل نوشته)  

 
 



دل نوشته

ﺧﻄﺶ ﺭﺍﻋﻮﺽ ﮐﺮﺩ ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﻭ"ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ"ﻫﺎﯾﯽ که ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﺸﺪ

ناشناس

 
 



دل نوشته

حساسیت،سرماخوردگی،الودگی هوا..بهانه های خوبیست برای قرمزیه هرصبح چشمانم .... وکسی ندانست راز شب گریه هایم را....

ناشناس

 
 



دل نوشته

چند وقتیست هر چه می گردم هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم نگاهم اما گاهی حرف می زند گاهی فریاد می کشد و من همیشه به دنبال کسی می گردم که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید...


ادامه مطلب  

سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است(دل نوشته)  

 
 



دل نوشته

ﺧﻄﺶ ﺭﺍﻋﻮﺽ ﮐﺮﺩ ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﻭ"ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ"ﻫﺎﯾﯽ که ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﺸﺪ

ناشناس

 
 



دل نوشته

حساسیت،سرماخوردگی،الودگی هوا..بهانه های خوبیست برای قرمزیه هرصبح چشمانم .... وکسی ندانست راز شب گریه هایم را....

ناشناس

 
 



دل نوشته

چند وقتیست هر چه می گردم هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم نگاهم اما گاهی حرف می زند گاهی فریاد می کشد و من همیشه به دنبال کسی می گردم که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید...


ادامه مطلب  

سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است(دل نوشته)  

    دل نوشته می ترسم از نبودنت... و از بودنت بیشتر!!! نداشتن تو ویرانم میكند... و داشتنت متوقفم!!! وقتی نیستی كسی را نمی خواهم. و وقتی هستی" تو را" می خواهم. رنگهایم بی تو سیاه است ،و در كنارت خاكستری ام خداحافظی ات به جنونم می كشاند... و سلامت به پریشانیم!؟! بی تو دلتنگم و با تو بی قرار.... بی تو خسته ام و با تو در فرار... در خیال من بمان از كنار من برو من خو گرفته ام به نبودنت... ناشناس     دل نوشته باران را دوست دارم چون رفتن را بلد نیست فقط می آید... ناشناس  

ادامه مطلب  

سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است(دل نوشته)  

    دل نوشته می ترسم از نبودنت... و از بودنت بیشتر!!! نداشتن تو ویرانم میكند... و داشتنت متوقفم!!! وقتی نیستی كسی را نمی خواهم. و وقتی هستی" تو را" می خواهم. رنگهایم بی تو سیاه است ،و در كنارت خاكستری ام خداحافظی ات به جنونم می كشاند... و سلامت به پریشانیم!؟! بی تو دلتنگم و با تو بی قرار.... بی تو خسته ام و با تو در فرار... در خیال من بمان از كنار من برو من خو گرفته ام به نبودنت... ناشناس     دل نوشته باران را دوست دارم چون رفتن را بلد نیست فقط می آید... ناشناس  

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1