تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


36  

سلام
ديروز  اتفاق خاصى نیوفتاد ، فقط عصر كه شد من یادم اومد كه میخواستم برم خونه مامانم

ادامه مطلب  

تعطيل...  

سلام بابا...خوبی بابام؟
ديروز رفتم و دیروقت برگشتم و بعد رفتم خونه...
ديروز رفتم شهر ری..حاج یوسف هی زنگ میزد بیا و رفتم..
متنفرم از بیمارستان فیروزآبادی..متنفرم...
اكبر و امین و مجید خواهرزاده حاجی هم بودن . نهار مهمون حاجی بودیم و بعد پای گود فداییان رفتیم و با اكبر تا جنت آباد رفتم و بعد خونه...
دنبال كاری از طرف حاجی بودم چون هی میگفت واست كار دارم اما خبری نبود...
امروز اكبر اومد و 5 تا برگ سبز بهش دادم،هنوز امسال پولی نگرفتم و بابت پارسال و شركت

ادامه مطلب  

تو نیستی اما...  

 
‍ ‎تو نیستى ،
‎اما من برایت چاى مى ریزم!
ديروز هم نبودى
‎كه برایت بلیت سینما گرفتم!
‎دوست دارى بخند
‎دوست دارى گریه كن
‎و یا دوست دارى
‎مثل آینه مبهوت باش...
‎مبهوتِ من و دنیایِ كوچكم!
‎دیگر چه فرق مى كند
‎باشى یا نباشى،
‎من با تو زندگى مى كنم...
 

ادامه مطلب  

دیروز "باران" آمد و دیشب هم باران بارید...  

آخ که با نبودن باران انگار هیچکس تو این دنیای بزرگ نبود... نمی دانم با رفتنش کجای این دنیا، فرکانس و فاز و دامنه کدام موج تغییر کرد که اینطور آشفتگی در آرامش زندگی من وارد شد... اما ديروز آمد... باران نازنینم ديروز آمد و من چقدر دوباره آرام شدم. ديروز "باران" آمد و دیشب هم باران بارید... بادهای بشارت دهنده، ديروز وزیدند و باران بارید. هوای لطیف امروز و ریزش نرم باران روی درختان محوطه اداره آرامم می کند. آرامشی که فکر می کردم خودم به دست آورده ام اما

ادامه مطلب  

دیروز "باران" آمد و دیشب هم باران بارید...  

آخ که با نبودن باران انگار هیچکس تو این دنیای بزرگ نبود... نمی دانم با رفتنش کجای این دنیا، فرکانس و فاز و دامنه کدام موج تغییر کرد که اینطور آشفتگی در آرامش زندگی من وارد شد... اما ديروز آمد... باران نازنینم ديروز آمد و من چقدر دوباره آرام شدم. ديروز "باران" آمد و دیشب هم باران بارید... بادهای بشارت دهنده، ديروز وزیدند و باران بارید. هوای لطیف امروز و ریزش نرم باران روی درختان محوطه اداره آرامم می کند. آرامشی که فکر می کردم خودم به دست آورده ام اما

ادامه مطلب  

دیلینگ 3  

رفتم و برگشتم 
ديروز تهران برف بود اوووووووف چه بررررررررفی
 دکتر گفت باید جراحی کنم 
اولش که باورم نشد .
ولی بعدش کلی گریه کردم .
ديروز و امروز به گریه کردن گذشت .
امشب که برگشتم جزیره دیدم اینجا هم هوا داغون شده سررررررررررده ها 
بد سرررررررررد شده مثل اینکه دیشبم طوفان شده 
خداااااایا ما رو نخور 
خخخخخخخ
 

ادامه مطلب  

دستابی به آرامش در سه گام  

 
نقشه زندگی اغلب ما انسان ها در سه عبارت زیر خلاصه می شود:
حسرت ديروز
اتلاف امروز
ترس از فردا
در حالی که پروردگار مهربان:
گذشته را عفو می کند.
امروز را یاری می کند.
فردا را کفایت می کند.
پس، اگر آرامش واقعی می خواهید، باید نقشه راه زیر را دنبال کنید:
ديروز تجربه
امروز فرصت
فردا امید
دوست عزیز ما دو مطلب را بررسی کردیم.
اولی به شما کمک می کند، تا به آرامش واقعی برسید.
دومی در مورد بخشش و آرامش است.
شما هم آنها بررسی کنید، شاید این دو مطلب گره ای

ادامه مطلب  

دستابی به آرامش در سه گام  

 
نقشه زندگی اغلب ما انسان ها در سه عبارت زیر خلاصه می شود:
حسرت ديروز
اتلاف امروز
ترس از فردا
در حالی که پروردگار مهربان:
گذشته را عفو می کند.
امروز را یاری می کند.
فردا را کفایت می کند.
پس، اگر آرامش واقعی می خواهید، باید نقشه راه زیر را دنبال کنید:
ديروز تجربه
امروز فرصت
فردا امید
دوست عزیز ما دو مطلب را بررسی کردیم.
اولی به شما کمک می کند، تا به آرامش واقعی برسید.
دومی در مورد بخشش و آرامش است.
شما هم آنها بررسی کنید، شاید این دو مطلب گره ای

ادامه مطلب  

عجب روزى...  

چه روز و شب عجیبى بود ديروز و امشب!!صبح بعد بسته بندى كردن یه سرى وسایل با دختر خارجى راهى دماوند شدیم و كلى كار و بار بعدش هم جمع و جورركردن وسایل و بستن ساك و مهمون و ... و در آخر هم بدرقه این همه زحمت و كار دختر فحش و دعوا بود...حالا هم ما تو فرودگاهیم براى بدرقه خوب بعد اون بدرقه بد...كلیدواژه این بیست و چهارساعت: گم شدن،جیلارد،سرعت،نون خاشخاشى،چسب،فحش،مردیكه دیوث،كلاهبردار،فیلم هندى ،فرودگاه...

ادامه مطلب  

عجب روزى...  

چه روز و شب عجیبى بود ديروز و امشب!!صبح بعد بسته بندى كردن یه سرى وسایل با دختر خارجى راهى دماوند شدیم و كلى كار و بار بعدش هم جمع و جورركردن وسایل و بستن ساك و مهمون و ... و در آخر هم بدرقه این همه زحمت و كار دختر فحش و دعوا بود...حالا هم ما تو فرودگاهیم براى بدرقه خوب بعد اون بدرقه بد...كلیدواژه این بیست و چهارساعت: گم شدن،جیلارد،سرعت،نون خاشخاشى،چسب،فحش،مردیكه دیوث،كلاهبردار،فیلم هندى ،فرودگاه...

ادامه مطلب  

دیدگاه  

ازدیدتومن ترکت کرده امواز دید من توازدید من تو خائنیوازدیدتو من ازدیدمن تو دوستم نداشتیواز دیدتو منواین همان تداوم نبودنمان است...
 
ديروز از ساعت 2 ظهر خوابیدم با قرصهایی که میخورم شب اما خواب خوبی نداشتم 
امروزم که از صبح درگیر بودم با دوتا از دوستام 
حوصله هم ندارم سر درد مزخرفم تموم نمیشه 
ديروز سه تا امپول زدم عصب چشمم متورم شده فشار میاره بهم 
کلا همه چی قاطی شده 

ادامه مطلب  

خواب!  

از ديروز بیدارم چون باید یه پروژه رو امروز تحویل می دادم.....
از دیشب تا الان بیدارم....نه صبحانه خوردم و نه ناهار......
بعدش باید یه سندی رو که ديروز واسه کار تحقیقاتی تحویل میدادم تکمیل می کردم.....این یه روز تاخیر به نظرم خیلی بد شد....
دیگه واقعا خستم ....چهارشنبه هم احتمالا باید برم یه شرکت واسه ی کار اونا.....پروژه ی استاد هم هست فک کنم....

ادامه مطلب  

لبِ خند:))  

ديروز یِ چیزی دیدم..
نمی دونم از شدت هیجان یا ناراحتی،
از رویِ عادت لبخند زدم.
+اگه بخوام دقیق بگم،از چیزی کِ دیدم ناراحت نشدم؛
یآدِ چیزی افتادم..
+ديروز فهمیدم درباره بعضی مسائل نباید خیلی خیلی خیلی
سخت بگیرم..
+قول میدم همینطوری آروم آروم با با واقعیتا روبه‌رو بشم:))
تا همینجاـَم نسبتا راضی‌ام از خودم..
ولی خب بِ قولِ فلانی:
هرچی قوی‌تر خدا/خود پسندانه‌ تر:))

ادامه مطلب  

لبِ خند:))  

ديروز یِ چیزی دیدم..
نمی دونم از شدت هیجان یا ناراحتی،
از رویِ عادت لبخند زدم.
+اگه بخوام دقیق بگم،از چیزی کِ دیدم ناراحت نشدم؛
یآدِ چیزی افتادم..
+ديروز فهمیدم درباره بعضی مسائل نباید خیلی خیلی خیلی
سخت بگیرم..
+قول میدم همینطوری آروم آروم با با واقعیتا روبه‌رو بشم:))
تا همینجاـَم نسبتا راضی‌ام از خودم..
ولی خب بِ قولِ فلانی:
هرچی قوی‌تر خدا/خود پسندانه‌ تر:))

ادامه مطلب  

شنبه 95/11/30  

خیلی کلافم خیلی کلافه بودم .... وقت هم نداشتم امدم از کلافگیم بنویسم که تاریخ تو عنوان یادداشتم درج کردم همچی عوض شد...... چقدر زود بهمن به پایان رسید انگار همین ديروز بود ...تقویم میگه که ديروز نبود شاید 25-20 روز پیش بود که داشتم واسه تولد داداشی فکر می کردم .... عصبانی و ناراحت بودم اما واقعا این گذر این روزا ارزشش رو داره ؟؟؟؟ گمون نمی کنم ......ولی خدا چه کنم من که با بازترین پنجره با مردم این شهر صحبت کردم ..............
خدایا خودت بگو چه کنم .......
 

ادامه مطلب  

 

لزوما هرکی که کتاب ازش چاپ میشه و شعراش معروف میشه شاعر یا نویسنده نیست مثلا همین ديروز تمام ديروز رو نشستم یکی دو سه تا از کتابای شعرای قرن حاضر رو خوندم و اصلا به دلم ننشست البته که سلیقه ایه ولی اگه خودتونم اونا رو بخونین میفهمین که ابدوغ خیارین در اصطلاح و ماام بلدیم ازین کسشرا تازه قشنگ ترش رو بگیم و به تمام شعرای گروس هم که توی خندوانه اورده بودش خندیدم چون همشون کشک بودن اعتماد بنفسش از در عقب سمت چپ هه

ادامه مطلب  

 

بازم دلم برای او حسا تنگ میشه. من ديروز رفتم واتپد تا بیفور رو بخونم. به یاد شب های پاییز. وقتی بارون میومد و من زیر پتو داشتم افترو میخوندم. این یکی از شیرین ترین حسای دوران تینیه:)) بازم همون حسا وجود دارن فقط فعال کردن و غیر فعال کردنشون دست خودمونه. من دکمه شو ديروز روشن کردم. من هر از گاهی اینکارو میکنم و بعد سریع خاموشش میکنم. پرت میشم و برمیگردم. پرت میشم و برمیگردم. پرت میشم و برمیگردم.

ادامه مطلب  

 

بازم دلم برای او حسا تنگ میشه. من ديروز رفتم واتپد تا بیفور رو بخونم. به یاد شب های پاییز. وقتی بارون میومد و من زیر پتو داشتم افترو میخوندم. این یکی از شیرین ترین حسای دوران تینیه:)) بازم همون حسا وجود دارن فقط فعال کردن و غیر فعال کردنشون دست خودمونه. من دکمه شو ديروز روشن کردم. من هر از گاهی اینکارو میکنم و بعد سریع خاموشش میکنم. پرت میشم و برمیگردم. پرت میشم و برمیگردم. پرت میشم و برمیگردم.

ادامه مطلب  

متن اهنگ مردم شهر  

متن اهنگ Hamed Homayoun Mardome Shahr
امشب همه میکده را سیر بنوشیدبا مردم این کوچه و آن کوچه بجوشیددیوانه و عاقل همگی جامه بپوشیددر شادی این کودک و آن پیر زمین گیر و فلان بسته به زنجیر و زن و مرد بکوشید.
امشب غم ديروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال و که بر باد فنا رفت نخور …به خدا حسرت ديروز عذاب است.مردم شهر به هوشید…؟
هرچه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست.
روی دیوار دل خود بنویسید خدا هست.نه یک بارو نه ده بارو صد

ادامه مطلب  

متن اهنگ مردم شهر  

متن اهنگ Hamed Homayoun Mardome Shahr
امشب همه میکده را سیر بنوشیدبا مردم این کوچه و آن کوچه بجوشیددیوانه و عاقل همگی جامه بپوشیددر شادی این کودک و آن پیر زمین گیر و فلان بسته به زنجیر و زن و مرد بکوشید.
امشب غم ديروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال و که بر باد فنا رفت نخور …به خدا حسرت ديروز عذاب است.مردم شهر به هوشید…؟
هرچه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست.
روی دیوار دل خود بنویسید خدا هست.نه یک بارو نه ده بارو صد

ادامه مطلب  

دلم تاب و سرسره ميخواد! قل ميخواد!!  

صبح خواب دیدم دارم از یه جاى شیب دار سر میخورم و قل میخورم پایین و انقدر این حس برام خوب و شیرین بود كه هوس كردم برم پاركى ،جایى گیر بیارم كه فضاى سبز شیب دار داشته باشه و بعد قل بخورم پایین...و اینكه بعضى آدما خیلى بى انصاف و خرن و پرتوقع!!اگه بخوام برا روزام كلیدواژه بذارم برا امروز میشه : اردیبهشتى مشنگ،مبارك آباد كشكى،سرسره...و براى ديروز :دهات، نوك قله،قبرستون،شیرین گندمك!!******به آهى میتوان دل را ز مطلب ها تهى كردنكه یك قاصد براى بردن صد نام

ادامه مطلب  

دلم تاب و سرسره ميخواد! قل ميخواد!!  

صبح خواب دیدم دارم از یه جاى شیب دار سر میخورم و قل میخورم پایین و انقدر این حس برام خوب و شیرین بود كه هوس كردم برم پاركى ،جایى گیر بیارم كه فضاى سبز شیب دار داشته باشه و بعد قل بخورم پایین...و اینكه بعضى آدما خیلى بى انصاف و خرن و پرتوقع!!اگه بخوام برا روزام كلیدواژه بذارم برا امروز میشه : اردیبهشتى مشنگ،مبارك آباد كشكى،سرسره...و براى ديروز :دهات، نوك قله،قبرستون،شیرین گندمك!!******به آهى میتوان دل را ز مطلب ها تهى كردنكه یك قاصد براى بردن صد نام

ادامه مطلب  

 

 
ديروز برفتیم اموزش تفکیک از مبدا زباله خشک و تر منطقه سه و اینا :دی 
در یک کلمه دهنمون سرویس شد  :)))) 
امروز زهرا خونمونه احتمالا بعدازظهرم باهام بیاد یا نمیریم کلا.برگه های ديروز و کاور دستم موند فک میکردم امروزم میرم.بعدازظهر میلادم هست :دی :ایکس :))
این حجم از دهن سرویس شدگی واقعا غریبه :))) باو بعضیا داغوننا داغووووون! 
یه خونه رفتیم حرفا تموم شد داشتم بروشور و پلاستیک میدادم برگشت گفت که من شما رو دیدم گفتم کجا گفت تاسوعا عاشورا شماها مطهر

ادامه مطلب  

شيراز  

3شنبه و 4شنبه رفتم شیراز..
همش كار بود و كار و خسته برگتم..جلسه هم بود كه كلافه م كردن و حرف بارم كردن و جواب دادم و جواب شنیدم ولی نذاشتم به دعوا بكشه...
میانرود شد پاشنه آشیل سابقه كاریم...
خسته برگشتم...
5شنبه مامان آش نذری پخته بود و جمعه هم رفتیم سرمزار بابا و بعد برگشتیم خونه...
ديروز شنبه 23 بهمن هم اول صبح رفتم و سیمكارت بابا رو فعال كردم و برگشتم شركت..
خیلی كارهای ریز و درشت دارم كه باید انجامشون بدم و خیلی خسته ام...
وضع خونه هم بهم ریخته س و فرد

ادامه مطلب  

حسرت  

بعد دو سال رفتم دیدن دوست و مشاورم؛خیلی به هم نزدیكیم از وقتی حسین وارد زندگیم شد ازم خواست بریم مشاوره قبل ازدواج؛ولی حسین قبول نكرد؛ منم رابطم هی كمرنگ شد تا ديروز دیدمش از هر دری حرف زدیم؛ گفت از كجا معلوم حسین تموم شده؟ گفتم صددرصد تمومه؛ نه زنگی نه حرفی...
بهم پیشنهاد كرد كارم رو دو دستی بچسبم؛ ولی امروز نرفتم سركار استعفا دادم...
همش تو ذهنم نشستم حسین رو تجسم می كنم و وقتی كنارش بودم تو ماشین؛حس یك خانم دوستداشتنی؛یك همسر؛ اینكه كسی می

ادامه مطلب  

كلاه...  

طرف كلاهبرداری كرده و اصلا" به روی خودشم نمیاره و منم دستم به هیچ جا بند نیست و خیلی زور داره كاری نتونی بكنی و هر روز طرف رو ببینی...بعضی وقتها موقع كارت زدن دم در شركت (البته به شرطی كه اینجا باشم )و بعضی وقتها بیرون موقع سیگار كشیدن...میبینمش اما چه كنم؟
مشكل اینجاست كه سمیر هم فهمیده و با طرف هم آشنا دراومده...نفهمیدم،دوست خانوادگی یا فامیل دور یا یه چیزی تو این مایه ها...اینم شانس ماست...
نبایست میذاشتم بفهمه..چی بگم دیگه..
قلبم خیلی ناجور اذیتم

ادامه مطلب  

 

ديروز بعد از ظهر رفتم پیش استاد.گفت نگران نباش

ادامه مطلب  

3.12.95 سه شنبه ظهر  

ديروز صب ک نبودی عشق من پیاده اومدم شرکت ديروز ظهر اومدی دنبالم رفتیم کنار پارکه کرانچی واسم اوردی خوردم خودتم ک نمیخوری لوسیییییییییی
مقداری حالمون گرفته بود فک میکردیم وحید اسامونو خونده یخورده حرفیدیم و مقداری ماچ 
داشتم از کلاس تعریف میکردم که ی زنو شوهره ای دیدیم گربه ها دورشون جم شدن خیلی باحال بود خخخ بهشون غذا میدادن داشتیم اونا رو نگا میکردیم میخندیدیم باحال بود
دیگه رفتیم کوچه روبرویی و چنتا بغل و مااااااااااچ بعدشم من رفتم یه

ادامه مطلب  

3.12.95 سه شنبه ظهر  

ديروز صب ک نبودی عشق من پیاده اومدم شرکت ديروز ظهر اومدی دنبالم رفتیم کنار پارکه کرانچی واسم اوردی خوردم خودتم ک نمیخوری لوسیییییییییی
مقداری حالمون گرفته بود فک میکردیم وحید اسامونو خونده یخورده حرفیدیم و مقداری ماچ 
داشتم از کلاس تعریف میکردم که ی زنو شوهره ای دیدیم گربه ها دورشون جم شدن خیلی باحال بود خخخ بهشون غذا میدادن داشتیم اونا رو نگا میکردیم میخندیدیم باحال بود
دیگه رفتیم کوچه روبرویی و چنتا بغل و مااااااااااچ بعدشم من رفتم یه

ادامه مطلب  

دلواپسى هاى ديروز ، عادت هاى امروز  

یه روزی میاد كه دیگه دلت برام نریزه كه یادت نیاد تولد من چنده پاییزه هر كدوم از ما كناره یكى دیگه خوشبخته چیزى كه امروز باورش واسه هر دومون سخته یه روزى میاد سالى  یه بارم یاد هم نیفتیماز گذشتمون جز فراموشى هیچ چیزى نخوایم از تو فكر ما خاطراتمون میتونه رد شه بدونه اینكه حتى یه لحظه حالمون بد شه فكر نكردن به خاطراتمونو بلد میشیم میبینیم همو از  كنار هم ساده رد میشیم انگار نه انگار به من مى گفتى بى تو نابودم انگار نه انگار یه روزگارى عاشقت بودم

ادامه مطلب  

22  

سلااام به همه خوبااا
حالتون خوبه؟؟
من که عاالیم.. ديروز عاقاییمو دیدم و بسی خرسندم و پر انرژی
ديروز قرار بود اقایی بره گناوه(یکی از شهرای استان بوشهر)
گفت شاید بتونه بیاد بوشهر همو ببینیم و من همش خدا خدا
میکردم بشه بتونم ببینمش چون خیلی دلتنگش بودم

ادامه مطلب  

کم خونی آیا!؟  

از ديروز دارم با خودم کلنجار میرم که برم یا نرم!
ساعت ۱۲ است و من هنوز به نتیجه نرسیدم!
هیچ انرژیی ندارم، جاروبرقی گوشه هال زل زده به من! ولی توان اینکه برش دارم و خونه رو تمیز کنم ندارم!
امروز با وجود قولی که به خودم داده بودم، باز تا ۱۰ خوابیدم!
از ديروز دوباره شروع کردم به خوردن کپسول آهن! به امید یک هوای تازه تر!!
 
 

ادامه مطلب  

جمعه ٩٥/١١/٢٢  

اخر هفته .... خوب بود خدا رو شكر هنوز سالمیم هنوز مثل هر هفته  خانواده دور هم جمع میشن .....خدایا شكرت ....
ديروز بعد شنا با بچه ها رفتیم مایو بخریم خیابون ترافیك بعد هم بارون شروع شد ٢ بار هم كم مونده بود متجر به تصادف بشه .... دوست شنام خیلی دختر خوبیه ... تو همه كاراش هم موفقه .... هم سن و سالبم  هستیم فكر كنم ١٠-١٥ روز اختلاف سنی داریم... نمی دونم چرا همه فكر می كنن موفقیت یعنی ازدواج ....ولی من فكر می كنم دختر پر تلاش و با اراده و موفقیه ... از همه مهمتر خوش

ادامه مطلب  

جمعه ٩٥/١١/٢٢  

اخر هفته .... خوب بود خدا رو شكر هنوز سالمیم هنوز مثل هر هفته  خانواده دور هم جمع میشن .....خدایا شكرت ....
ديروز بعد شنا با بچه ها رفتیم مایو بخریم خیابون ترافیك بعد هم بارون شروع شد ٢ بار هم كم مونده بود متجر به تصادف بشه .... دوست شنام خیلی دختر خوبیه ... تو همه كاراش هم موفقه .... هم سن و سالبم  هستیم فكر كنم ١٠-١٥ روز اختلاف سنی داریم... نمی دونم چرا همه فكر می كنن موفقیت یعنی ازدواج ....ولی من فكر می كنم دختر پر تلاش و با اراده و موفقیه ... از همه مهمتر خوش

ادامه مطلب  

 

عاشق هایِ شاخ امروز گفتند که باید شکلات خرید چون امروز ولنتاین است. روزعشق است. امروز هم مثل ديروز از خاب بیدارشدم. آمدم توی لانه ام. و به این فکر کردم که چه چیزی سرجای خودش است که امروز با ديروز متفاوت است؟ آیا چیزی از جاش تکان خورده؟ چرا این عاشق هایِ شاخ با خودشان حرف نمیزنند؟ چرا به خوشان نمیگویند دیوارها را ببین. آسمان را ببین. لانه را ببین. عادم ها را. شکلات ها را. آن شکلات ها همان شکلات های ديروز هستند. تو همان توی ديروز است.او هم. امروز هم

ادامه مطلب  

 

عاشق هایِ شاخ امروز گفتند که باید شکلات خرید چون امروز ولنتاین است. روزعشق است. امروز هم مثل ديروز از خاب بیدارشدم. آمدم توی لانه ام. و به این فکر کردم که چه چیزی سرجای خودش است که امروز با ديروز متفاوت است؟ آیا چیزی از جاش تکان خورده؟ چرا این عاشق هایِ شاخ با خودشان حرف نمیزنند؟ چرا به خوشان نمیگویند دیوارها را ببین. آسمان را ببین. لانه را ببین. عادم ها را. شکلات ها را. آن شکلات ها همان شکلات های ديروز هستند. تو همان توی ديروز است.او هم. امروز هم

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1